جستارها



من شاعر نیستم،شعر هم نمی گویم،فقط هر از چندگاهی "احساس" خود نسبت به محل زیستم،جریان زندگی ام و از همه مهمتر احساساتم در گذشته و حال را در قالب کلمات می ریزم و اگر ذوقی باقی مانده باشد پیراشش می کنم،در دفتری،تکه کاغذی،روی برگ درختی یا روی ورقه امتحان!یادداشت می کنم.برایم اصلا مهم نیست کسی شعر بداندش یا نه!می پرسید چرا؟عرض می کنم خدمتتان.

ادامه مطلب


خوب !الان می خواهم در قامت یک دانشجوی متعهد و به سبک منبری و علمایی ! برای شما کمی درباره عشق و هورمونش روشنگری کنم.
ببینید رفقا ! نقلی هست از مرحوم کلود برنارد،فیزیولوژیست معروف فرانسوی،که این آقا اولین بار هومئوستازی را تعریف کرد و نامش بر تارک همه کتب فیزیولوژی که برو بچه های گل و گلاب پزشکی و پیراپزشکی و علوم زیستی و .! مطالعه می کنند می درخشد که:"این گفته که عشق در دل ها شور می انگیزد نه یک حرف شاعرانه بلکه یک حقیقت فیزیولوژیک است."

Claude bernard

ادامه مطلب


وقتی دعوت سید جواد به چالش "نامه ای به گذشته" را خواندم،دقیقا داشتم در وسط گود،با گذشته کشتی می گرفتم،ضربان قلبم،چند برابر شده بود،ماهیچه های صورتم منقبض بودند، دستانم می لرزید و خلاصه بدجوری در منجلابِ دعوا با گذشته گیر کرده بودم.

ادامه مطلب


اشتیاق چیست؟
آنچه مشتاق را می کشاند برای دیدار ندیده اش،برای زنده ماندن تا  زمان موعود.
آنچه در دل زندان تنهایی و بی کسی هم،امید را در دل نگه می دارد.
چشمِ گمشدگان در دل تاریکی،گوش برای شنیدن در همهمه و غوغا.از پشت دیوار ها.از فرسنگها،دست برای کنار زدن خار و خاشاک،پا برای پیمودن راه هایی که هر وجبش خطر نیستی را قوت می بخشد،صبرِ دلهای بیقرار،سرورِ دیده های بینا به مقصود،تاب و توانِ بدن های خسته،هدف و مقصود برای هزار سال زندگی،پاسخِ پرسش های ناپرسیده،دلیلِ شب زنده داری های به ظاهر بی دلیل،ثروتِ تهی دستان در انتظار معجزه.

#دلنوشته_های_وقت_تنهایی 
#برای_خود_نوشت

پ.ن:همه ایده های این نوشته های بی سر و ته!پس از نیمه شب،وقتی همه خوابند به ذهنم می رسد.به راستی که شب زمان آرامش است:)))


حدودا دو سه ماه پیش در سخنرانی از دکتر علیرضا عسگریان(ایشون الان معاون کمیته امداد هستند) شرکت داشتم.سخنرانی ایشون تقریبا چهل و پنج دقیقه بود که من تونستم حدودا سی و شش دقیقه از اون رو ضبط کنم.مدتها می خواستم بخشهایی از سخنرانی رو در قالب متن در بیارم تا اینکه فرصتی شد تا امشب این کار رو انجام بدم.بخشی از سخنرانی ی-تاریخی بود و یک بخش دیگش درباره مهارت های فردی-اجتماعی.من متن این قسمت رو همراه با یک سری مطالب که خودم تحقیق کردم دربارشون در قالب چند عنوان میارم،پیشنهاد می کنم بخونینشون:

ادامه مطلب


 

 

 

سلام :)))

این مطلب دو بخش مرتبط داره:

امشب دو جلد یک کتاب را که امانت گرفته بودم به صاحب آن پس دادم.‌صاحب این دو جلد کتاب ،کتابخانه بسیار بزرگی دارد.به من گفت که ای کاش کسی می آمد این کتاب ها را می خواند.گفتم که گرفتاری ها زیاد شده،جواب داد که نه!آنچه که نیست برنامه ریزی است.

همین یک جمله کافی بود برای تلنگری به من!،واقعا چقدر از وقت خودم را صرف کارهای مفید،‌و نه صرفا کتاب خواندن،می کنم؟روزانه چند ساعت از شبانه روز را مشغول برداشتن حداقل یک قدم رو به جلو هستم؟!،اگر روزانه فقط نیم ساعت از وقتم را به جای خوابیدن به مطالعه اختصاص بدهم بعد از یک سال چه حجم بزرگی از کتابها که خوانده نمی شود.

ادامه مطلب


هزار بهانه برای غمگین بودن می شود جور کرد،یکی از یکی غیر منطقی تر،یکی امشب نصیب من شده،دلتنگ کربلا شده ام،از فردا باز هم باید یکسال منتظر باشم برای این هیئت ها و نوحه ها و مداحی ها،دهه ای بود که کمتر در فکر خودم و این دنیا و هزار هزار نیرنگ بازی اش بودم،دلم جایی دیگر بود،گیر بود پیش کسی،کم کم این دل بی صاحبم داشت صاحب دار می شد که چشم باز کردم دیدم شام غریبان است،از فردا برای جستجوی یک مجلس و یک روضه باید در به در کوچه پس کوچه های شهر بشوم که آیا هفته ای کسی در مسجدی دلش هوای برپا کردن روضه و هیئت می کند یا نه؟!

ادامه مطلب


دو فرد غریبه را می بینید،می دانید یکی از آنها همیشه راستگو و دیگری همواره دروغگوست.از فرد اول می پرسید که آیا او راستگو است؟ فرد اول زیر لب به شما جوابی می دهد که شما آن را درست متوجه نمی شوید،در همان حال فرد دوم به شما نگاه می کند و می گوید"فرد اول گفت بله،ولی او دروغگوست."حال کدام یک از دو فرد راستگو است؟

پاسخ در دیدگاه اول

منبع

____________________________________________

نامرتبط !:خوب دیگه،نتیجه های نهایی کنکور هم اعلام شد و کلاغه بالاخره به خونش رسید.

نامرتبط !:ستایش ۳ از دیشب شروع به پخش کرده:))))))


امام علی(ع):"از زیاد حرف زدن بپرهیز،که آن عیب های پنهان تو را آشکار می ساز و کینه های آرام گرفته دشمنانت را بر ضد تو تحریک می کند."|غرر الحکم،ح۲۷۲۰|

مرتبط:آیت الله سید علی قاضی،۲۶ سال ریگ در دهان می گذاشتند.|

منبع|

مرتبط:دادند دو گوش یک زبان از آغاز/یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگو(شاعرش نمی دونم کیه!!!)

 


امام حسین(ع):"مردم بنده دنیایند، و دین لقلقه زبان آنهاست.تا آنجا که دین وسیله معیشت و زندگی آنان است،دین دارند.اما همین که با بلا آزموده شوند،دین داران کم می شوند."|تحف العقول،ص ۲۴۵|

نظر شخصی_۱:این دنیا محل امتحانه! اگر هزار سال هم عمر کنی،تا امتحانت رو پس ندی از نمی میری.یکجایی بالاخره امام زمانت ازت کمک می خواد،حالا به هر طریقی!،این تویی که انتخاب می کنی.

نظر شخصی_۲:خیلی چیز ها رو میشه در این دنیا آزمایش کرد،یکیش همین مسائل معنوی هست!،می خوای خدا رو آزمایش کنی؟!،بهش "توکل" کن،توکل یعنی "بر عهده گرفتن"،تو وظایف بندگیت رو بر عهده بگیر،ببین خدا چطور خدایی خودش رو انجام می ده.واقعا تا آدم اثر بعضی چیز ها رو نبینه از این دنیا نمی ره،اگه با پدر و مادرت بد رفتاری کنی مطمئن باش،تا اثرش رو در زندگیت نبینی نمی میری!

_________________________________

پ.ن:عرض شود که بدجوری احساس می کنم این حدیث،زبان حال مردم کوفه و ترسناک تر از اون زبان حال مردم این دوره و زمونه هست.!

پ.ن:گذرنامه دیروز اومد:)))


_________________________________

 

وقتی آن روز سراسیمه و حیران از خواب بیدار شدم،عرق سرد پیشانی،خشکی گلو و اشک های روی گونه هایم را حس می کردم.اما به هر حال ممنونم که مرا با یک سیلی که هنوز هم درد آن را حس می کنم از خواب بیدار کردی.

ادامه مطلب


_________________________________

 

با تزکیه انسان آینه می شود و نور خداوند را می تاباند.خداوند عالم مطلق (علیمُ بکل شئ)است.تفسیر حدیث الْمُؤْمِنُ مِرْآةُ الْمُؤْمِنِ همین است.گاهی از احادیث تفسیر نادرستی ارائه می شود.مثلا در معنای این حدیث می گفتند که مومن آینه مومن است و عیب هایش را می گوید.این تفسیر اشتباهی بد نیست. ولی در تفسیر عرفانی،مومنِ اول انسان است و مومنِ دوم خداست که در قرآن به آن اشاره شده است: "هُوَ اللَّهُ . الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ"یعنی مومن،اسم خداست. این مومن آینه مومن است.آن "عالمُ بکل شئ"در آینه این مومن تجلی پیدا می کند.و او هم عالم می شود. در فلسفه ملاصدرا این مسئله معروف است به "اتحاد علم و عالم و معلوم".|ماجرای فکری آوینی،وحید یامین پور|

_________________________________

پ.ن:امروز ماجرای فکری آوینی و نخل و نارنج، رو از یک دوست بسیار عزیز و بزرگوار هدیه گرفتم.

مرتبط:بعضی ها ما را سرزنش می کنند که چرا دم از کربلا می زنید و از عاشورا ؛ آنها نمیدانند که برای ما کربلا بیش از آنکه یک شهر باشد یک افق است که آن را به تعداد شهدایمان فتح کرده ایم ، نه یک بار نه دو بار . به تعداد شهدایمان.

Link

 

 

 


علی(ع) به سوی شام به راه افتاد و در راه به کربلا رسید.در آنجا با مردم نماز گزارد.چون سلام نماز داد از خاک آن زمین برداشت و بوئید و گفت:"خوشا توی ای خاک!مردمی از تو برانگیخته می شوند که بی حساب به بهشت در می آیند."و در روایت دیگر آورده است که بدان اشارت کرد و گفت:"اینجا بارانداز آنان است و اینجا جای ریختن خونهایشان."|علی از زبان علی،سید جعفر شهیدی|

علی(ع)بر منبر کوفه خطبه می خواند:"از من بپرسید آنچه خواهید پیش از آنکه مرانیابید پس به خدا سوگند که هرچه سوال کنید از خبرهای گذشته و آینده پس به شما خبر می دهم."سعد ابن ابی وقاص پرسید:"خبر ده مرا که در سر و ریش من چند مو هست؟"امام پاسخ داد:"در خانه تو فرزندی هست که فرزند من حسین را شهید خواهد کرد،و اگر خبر دهم عدد موهای ترا تصدیق من نخواهی کرد ولیکن به خبری که گفتم حقیقت گفتار من ظاهر خواهد شد."|منتهی الآمال،شیخ عباس قمی|

پیشنهاد:در اعمال روز عاشورا،زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده،بخونیمش و در معنیش تفکر کنیم.

Link


تبلیغات

محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

آخرین جستجو ها

دانلود آهنگ جکستان عمو حسن لافکادیو اموزش ابتداییردیس شهیدرجایی Pediatrician بالشت اتوبار نمایندگی تعمیرات لوازم خانگی pc jahan کد های تخفیف , کوپن تخفیف , تخفیف پیل باکس